محاسبه، حسابگری
English: calculation, calculation
Sein Kalkül war, die Verhandlungen zu verzögern.
محاسبه او این بود که مذاکرات را به تأخیر بیندازد.
«Kalkül» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.