[ˈjuːni̯oːɐ̯ˌʃɛf]
مدیر جوان، وارث مدیریت
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Juniorchef | die Juniorchefs |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Juniorchef | die Juniorchefs |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Juniorchef | den Juniorchefs |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Juniorchefs | der Juniorchefs |
«Juniorchef» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.