شناسایی، هویتیابی
English: identification, identity verification
Mein Hund hat zur Identifikation einen Chip implantiert bekommen.
سگم برای شناسایی، تراشه کاشته شده دارد.
«Identifikation» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.