رقیب، چالشگر
English: challenger, contender
Der Preisboxer schlug seinen Herausforderer mit einem Schlag zu Boden.
بوکسور حرفهای با یک ضربه حریفش رو نقش زمین کرد.
«Herausforderer» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.