تپه کوچک
English: small heap
Der Trainer saß da, zusammengesunken, geschlagen, ein Häufchen Elend.
مربی آنجا نشسته بود، خمیده و شکستخورده، یک توده بدبختی.
«Häufchen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.