عمه بزرگ
English: great-aunt
Meine Großtante war eine eingefleischte Anti-Alkoholikerin.
عمهبزرگ من یک ضدالکلیِ سرسخت بود.
«Großtante» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.