سطح A1اسم

die Großmutter

مادربزرگ

English: grandmother

گرامر

آرتیکل
die
جمع
die Großmütter

جمله‌ی مثال با Großmutter

  • Meine Großmutter kocht sehr gut.

    مادربزرگ من خیلی خوب آشپزی می‌کند.

  • Das ist ein Foto von meiner Großmutter.

    این عکسی از مادربزرگ من است.

مترادف و متضاد

مترادف

«Großmutter» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.