ازدحام، شلوغی
English: throng, turmoil
Im Getümmel des Marktes verlor sie ihre Tasche.
در ازدحام بازار کیفش را گم کرد.
«Getümmel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.