خرت و پرت، دور ریختنیها
English: junk, clutter
Im Speicher fanden sie bloß altes Gerümpel.
در انبار فقط یک مشت خرتوپرت کهنه پیدا کردند.
«Gerümpel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.