طعمه آزاد
English: free game, fair game
Er fühlte sich wie Freiwild für die Presse.
او احساس میکرد برای مطبوعات طعمه آزاد است.
«Freiwild» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.