مرخصی، آزادی موقت
English: temporary release, furlough
Der Häftling bekommt am Wochenende Freigang.
زندانی آخر هفته مرخصی میگیرد.
«Freigang» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.