سکون، رکود
English: calm, stagnation
Die Segelregatta blieb in einer Flaute stecken.
مسابقهی قایقبادی در بیبادی گیر کرد.
«Flaute» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.