ثابت کردن، فیکساسیون
English: fixation
Die Fixierung der Kamera auf das Motiv war perfekt.
ثابت کردن دوربین روی سوژه عالی بود.
«Fixierung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.