ملازم، همراهان
English: entourage, retinue
Der Präsident und seine Entourage erlitten Verletzungen.
رئیسجمهور و همراهانش زخمی شدند.
«Entourage» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.