نقاشی خطخطی، خراشکی
English: doodle
Er zeichnete ein Doodle auf den Rand.
او یک نقاشی خطخطی روی حاشیه کشید.
«Doodle» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.