شلیک همزمان، حمله همهجانبه
English: broadside, all-out attack
Die Breitseite der Kritik traf den Politiker hart.
حمله همهجانبه انتقادها سیاستمدار را به شدت تحت فشار قرار داد.
«Breitseite» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.