خونمردگی
English: bruise, hematoma
Nach dem Sturz hatte er einen großen Bluterguss am Bein.
بعد از زمین خوردن، یک خونمردگی بزرگ روی پایش داشت.
«Bluterguss» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.