دیوانگی، وسواس
English: obsession, possession
Ich verstehe seine Besessenheit für Fußball nicht.
من وسواس او به فوتبال را نمیفهمم.
«Besessenheit» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.