باروری، لقاح
English: fertilization
Ich hatte eine künstliche Befruchtung mit Sperma meines Mannes.
من با اسپرم شوهرم لقاح مصنوعی انجام دادم.
«Befruchtung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.