بارومتر، فشارسنج
English: barometer
Die tiefste Pfeife der Orgel ließ im ganzen Land die Barometer ausschlagen.
عمیقترین لولهی ارگ باعث شد فشارسنجهای سراسر کشور نوسان کنند.
«Barometer» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.