صحنه و دکور، صحنهآرایی
English: stage set, scenery
Das Bühnenbild für das Theaterstück war sehr aufwendig.
صحنهآرایی برای نمایش بسیار پرزحمت بود.
«Bühnenbild» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.