سطح B2اسم

der Ausschlag

جوش، بثورات پوستی

English: rash, skin eruption

گرامر

آرتیکل
der
جمع
die Ausschläge

جمله‌ی مثال با Ausschlag

  • Nach dem Essen der Nüsse bekam er einen Ausschlag am Arm.

    پس از خوردن آجیل او روی دستش بثورات پوستی (جوش) زد.

مترادف و متضاد

«Ausschlag» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.