جوش، بثورات پوستی
English: rash, skin eruption
Nach dem Essen der Nüsse bekam er einen Ausschlag am Arm.
پس از خوردن آجیل او روی دستش بثورات پوستی (جوش) زد.
«Ausschlag» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.