ترشح (هورمون)؛ توزیع سود
English: secretion, discharge
Die Firma plant eine hohe Ausschüttung.
شرکت یک سود تقسیمی بالا برنامهریزی میکند.
مترادف
«Ausschüttung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.