بهرهوری، عایدی
English: yield, output
Ein winziger Junghase war die kümmerliche Ausbeute der anstrengenden Jagd.
یک خرگوش کوچکِ تازهبهدنیاآمده، حاصلِ رقتانگیزِ آن شکارِ طاقتفرسا بود.
«Ausbeute» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.