حجم کار، زحمت
English: workload, effort
Der Arbeitsaufwand für dieses Projekt war enorm.
حجم کار برای این پروژه بسیار زیاد بود.
«Arbeitsaufwand» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.