سطح C2فعل

überrollen

زیر چرخ انداختن، غافلگیر کردن

English: to run over, to overwhelm

صرف فعل überrollen

حال
er überrollt
گذشته‌ی ساده
überrollte
پرفکت
hat überrollt
امری
überroll! / überrollt!
  • ich überrolle
  • du überrollst
  • er/sie/es überrollt
  • wir überrollen
  • ihr überrollt
  • sie überrollen

جمله‌ی مثال با überrollen

  • Die Welle hat das kleine Boot überrollt.

    موج، قایق کوچک را زیر گرفت.

«überrollen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.