سطح B2فعل

überfluten überschwemmen

غرقاب کردن، سیلابی شدن

English: to flood, inundate

صرف فعل überfluten überschwemmen

حال
er überschwemmt
گذشته‌ی ساده
er überschwemmte
پرفکت
hat überschwemmt

جمله‌ی مثال با überfluten überschwemmen

  • Der Fluss überschwemmt die Felder.

    رودخانه مزارع را غرقاب می‌کند.

مترادف و متضاد

متضاد

«überfluten überschwemmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.