[ˈt͡svɪŋkɐn]
چشمک زدن
معنی، مثال و مترادفِ zwinkern ←Er hat mir kurz und geheimnisvoll gezwinkert.
او کوتاه و رمزآلود به من چشمک زد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی