[ˈt͡suːˌzaːɡn̩]
قبول کردن (دعوت) / قول آمدن دادن
معنی، مثال و مترادفِ zusagen ←Zehn Leute haben für das Fest zugesagt.
ده نفر برای جشن قول آمدن دادهاند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی