[t͡suˈʁʏkfɛɐ̯ˌvandl̩n]
بازگرداندن به شکل اول
معنی، مثال و مترادفِ zurückverwandeln ←Die Zauberin kann den Frosch in einen Prinzen zurückverwandeln.
جادوگر میتواند قورباغه را دوباره به شاهزاده تبدیل کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی