[ˈt͡suːˌneːmən]
افزایش یافتن
معنی، مثال و مترادفِ zunehmen ←Das Interesse an dem Kurs nimmt zu.
علاقه به این دوره در حال افزایش است.
Ich habe im Urlaub zugenommen.
من در تعطیلات وزن اضافه کردم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی