[ˈvoːlˌfyːlən]
احساس راحتی کردن، احساس خوبی داشتن
معنی، مثال و مترادفِ wohlfühlen ←Du wirst dich hier sicher wohlfühlen.
تو حتماً اینجا احساس راحتی خواهی کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی