[ˈveːɐ̯tn̩]
ارزشگذاری کردن، سنجیدن
معنی، مثال و مترادفِ werten ←Wie geht es Ihrem werten Herrn Vater?
حال پدر بزرگوارتان چطور است؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی