[ˈvaɪ̯tɐˌt͡siːən]
به راه افتادن، کوچ کردن
معنی، مثال و مترادفِ weiterziehen ←Nach dem Sommer ziehen die Vögel weiter.
بعد از تابستان پرندهها کوچ میکنند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی