[ˈvaɪ̯tɐˌlaɪ̯tn̩]
ارجاع دادن، ارسال کردن
معنی، مثال و مترادفِ weiterleiten ←Kannst du die E-Mail an mich weiterleiten?
میتونی ایمیل رو برام فوروارد کنی؟
Könnten Sie mir diese E-Mail bitte weiterleiten?
میشود لطفاً این ایمیل را برای من فوروارد کنید؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی