[fɛɐ̯ˈvyːstn̩]
ویران کردن
معنی، مثال و مترادفِ verwüsten ←Um die bürgerliche Gesellschaft zu zerstören, muss man ihr Geldwesen verwüsten.
برای نابودی جامعهی بورژوایی، باید نظام پولیاش را ویران کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی