[fɛɐ̯ˈʁɛkn̩]
مردن، تلف شدن
معنی، مثال و مترادفِ verrecken ←Bäurinnen sterben, kein Verderben. Pferde verrecken, das kann den Bauern schrecken.
زنهای دهاتی میمیرند، فاجعه نیست. اسبها تلف میشوند، آن وقت دهاتی میترسد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی