[fɛɐ̯ˈlɛt͡sn̩]
زخمی کردن، مجروح کردن
معنی، مثال و مترادفِ verletzen ←Ich wollte dich nicht verletzen.
من نمیخواستم به تو آسیب بزنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی