[fɛɐ̯ˈɡlyːən]
سوختن، خاکستر شدن
معنی، مثال و مترادفِ verglühen ←Kinder sind wie Sternschnuppen, die nie verglühen.
بچهها مثل شهابهایاند که هرگز خاموش نمیشوند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی