[ˈʊmˌdɛŋkn̩]
دگراندیشی، بازنگری
معنی، مثال و مترادفِ umdenken ←Wir müssen umdenken, um eine Lösung zu finden.
ما باید طرز فکر خود را تغییر دهیم تا راه حلی پیدا کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی