[ˈtʁɛfn̩]
ملاقات کردن
معنی، مثال و مترادفِ treffen ←Ich treffe heute meine Freunde.
من امروز دوستانم را ملاقات میکنم.
Er trifft seine Freundin.
او با دوستش ملاقات میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی