[ˈzuːxn̩]
جستجو کردن / گشتن
معنی، مثال و مترادفِ suchen ←Ich suche meinen Schlüssel.
من دنبال کلیدم میگردم.
Ich suche das Hotel Maritim.
من دنبال هتل ماریتیم میگردم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی