[ˈʃpʁɔsn̩]
جوانه زدن
معنی، مثال و مترادفِ sprossen ←Durch den Regen sprossen einige gräuliche Pilze auf dem Baumstamm.
بر اثر باران، چند قارچ خاکستری روی تنهی درخت رویید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی