[ˈzaʊ̯bɐˌmaxn̩]
تمیز کردن
معنی، مثال و مترادفِ saubermachen ←Ich will die Toilette nicht saubermachen.
نمیخوام دستشویی رو تمیز کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی