[ˈʁɔbn̩]
خزیدن، چهار دست و پا رفتن
معنی، مثال و مترادفِ robben ←Die Soldaten mussten über den Boden robben.
سربازان مجبور بودند روی زمین چهار دست و پا بخزند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی