[ˈʁaɪ̯nˌneːmən]
پذیرفتن، قبول کردن
معنی، مثال و مترادفِ reinnehmen ←Wir nehmen neue Mitglieder in den Verein rein.
ما اعضای جدید را به باشگاه میپذیریم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی