[ˈpaːʁən]
جفت کردن، آمیزش
معنی، مثال و مترادفِ paaren ←Maria wollte Vergessenes wieder wachküssen und mit neuen Ideen paaren.
ماریا میخواست چیزهای فراموششده را دوباره زنده کند و با ایدههای تازه درآمیزد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی