[ˈnaːəˌʃteːən]
نزدیک بودن به
معنی، مثال و مترادفِ nahestehen ←Die ihr nahestehen, sagen, sie sei verzagt gewesen.
کسانی که به او نزدیکاند میگویند که او ناامید بوده است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی