[mʊltipliˈt͡siːʁən]
ضرب کردن
معنی، مثال و مترادفِ multiplizieren ←Man muss Glück teilen, um es zu multiplizieren.
برای چند برابر شدن شادی، باید آن را تقسیم کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی