[ˈmɪtˌhøːʁən]
شنیدن (مکالمه دیگران)، استراق سمع کردن
معنی، مثال و مترادفِ mithören ←Tom wollte das Gespräch mithören, aber er hat nichts gehört.
تام میخواست مکالمه را بشنود، اما چیزی نشنید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی